زندگی مانند آونگی میان “رنج” و “کسالت” در حرکت است. نهایت هر یک ابتدای دیگری است.
شوپنهاور
زندگی لعنتی
18 01 2011دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : انچه از فكر مي گذرد
مرض قند
18 01 2011از بس كه مكيدم لب همچون عسلش را
از شهد لبانش مرض قند گرفتم
منبع: http://www.google.com/profiles/112638710722955232909#buzz
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : انچه از فكر مي گذرد
همه چیز چسبناک است
18 01 2011جیره ی سیگارم را بدهید!
و تنهایم بگذارید با پیاده روی عصرگاهی
در من
تیمارستانی
قصد شورش دارد…
علی اسداللهی
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : انچه از فكر مي گذرد
دلتنگی
18 01 2011دلتنگی
خوشة انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
…سربسته بماند
مستت میکند اندوه
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : انچه از فكر مي گذرد
کلمات باید بروند به جهنم
17 01 2011گاهی که کلمات، آرام
در حنجره اش می مانند، می گرید
اما در جای خود می آموزد
که در خاموشی با خود کنار بیاید…
کریستا راینینگ
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : انچه از فكر مي گذرد